به نام خدا
برایِ آن دلِ پژمردۀ سیراب از قبل
گم شدن در هوسِ رنگِ سیه آسان است
“*
گر تمامِ غمِ خود را بفروشد زِ نیاز
از برایِ نگهِ نیمه تمامِ مهِ دل، ارزان است
“**
سویِ آن راه مرو ای دلِ بیگانه فروش
کاروان ها که در آن بادیه، سرگردان است
“*
آسمان رنگِ شبش را به دو چشمش بفروخت
شبِ دل رفت و دگر، روز در این میدان است