به نام خدا
دل را در مطمئن ترين جايگاهِ خويش سپرده ام
تا از دوگانگیِ حرف هایِ هميشگيم شرمنده نباشم؛
تلاشي در جهت طناب پيچ كردنِ نگاهِ ناشيم
و آسوده از بسته بودنِ حريمِ دوارم؛
بزرگترين آرامشِ زندگيم، فهميدن بي خبري…
*
جمله هاي پاره پاره، كه از ترسِ فهميده شدن،
مبهم و سرگردانند؛
ترس از گفتن حكايتِ درون، و شرم از نگفتن،
حرف حرفِ واژه هاي دروغين، گواهيست
بر عليهِ زبونيِ آفريدگانشان،
و گفته ها از نوشته ها همواره بيزارند…