گواهی

By رضا

به نام خدا

دل را در مطمئن ترين جايگاهِ خويش سپرده ام

تا از دوگانگیِ حرف هایِ هميشگيم شرمنده نباشم؛

تلاشي در جهت طناب پيچ كردنِ نگاهِ ناشيم

و آسوده از بسته بودنِ حريمِ دوارم؛

بزرگترين آرامشِ زندگيم، فهميدن بي خبري…

*

جمله هاي پاره پاره، كه از ترسِ فهميده شدن،

مبهم و سرگردانند؛

ترس از گفتن حكايتِ درون، و شرم از نگفتن،

حرف حرفِ واژه هاي دروغين، گواهيست

بر عليهِ زبونيِ آفريدگانشان،

و گفته ها از نوشته ها همواره بيزارند…

يك پاسخ برايش بگذاريد