1

By رضا

ای ساقیِ آزاده خو٬ درد است شرحِ دین ما

بین او چه کرد ای آشنا٬ با این دلِ خونینِ ما

*

من سوختم همچون عدو٬ در آتشِ سوزانِ او

جانا ببین خاکسترش٬ بر باد داد آیین ما

*

هر شب به تیرِ غمزه اش٬ خوابم شده دیوانه وش

آخر چرا یارا جفا٬ ای ماه و ای پروینِ ما

*

چشم سیاهش را نگر، چون ریش کرد این خسته را

هم او مگر مرهم کند٬ بر این دلِ مسکینِ ما

*

من در خیالِ رویِ او٬ با غم نشینم روبه رو

گویی در این پاییزِ غم٬ دیر است فروردینِ ما

*

شرح غمش را چون دهم٬ آن هم چو من بیگانه ای

لیکن مباد از او جدا٬ این خاطرِ غمگین ما

*

ما را به سویش راه نیست٬ او دیگری بگزیده است

این است آخر ای صبا٬ فرجامِ بنیادینِ ما

يك پاسخ برايش بگذاريد