Archive for می, 2007

دروغ

می 19, 2007

به نام خدا

شب هایِ زندانی٬

با کدام طنابِ ریش ریش،

دل هایِ آدمیان را به وادیِ سکوت می برید؛

سرایِ پر راز٬ دل ها را تا کی

در حسرت نگاهی که بیناییش را مدیون است

و هم او آغاز است از برای ادامه راه٬

در نقابِ  وهم انگیزِ خود، جادو می کنی؛

خلوت پر حجم خیال٬

پرستشِ تاریکیِ تو٬

گناه را گهوارهِ گهواره در چشمان پر خواب دوستدارانت،

معنا می کند؛

و باز تو در جانِ منی؛

*

زندگی زیباست؛

*

ربط ها بی معنایند،

جمله ها مجزا٬

معنا را گم کرده ام؛٬

دستمزدِ دو شقه کردنِ زندگی٬

نوشته ای که در خلاف است…

*

هذیانِ مردِ تب آلود

*

باز هم کلیشه٬

در چهار چوبِ مسخرۀ کلماتی خاص٬

و دلبستگی به آن٬

نشان دادنِ آنچه نیست٬

دروغ٬

حقارت٬

وعطشِ داشتن به آن٬

به ظاهر٬

دکور٬

از دل بر نیامده…

*

راستی٬ از عدم هم می شود خلق کرد…