ژانویه 22, 2010
به نام خدا
این بار/
اراده ای بس عظیم/
کارساز خواهد بود،/
تا اندکی/
بینِ دو نیمۀ/
سیبِ فرو افتاده/
وساطت کند…/
**
نمی توان/
در شکوهِ نمایش هایِ/
یک دم دغدغه/
به سادگی نگریست…/
**
همراهانِ ما/
هنوز در پیِ کشفِ/
آخرین ثانیه هایِ/
جاودانگی اند،/
آن ها در تندیسِ/
خورندگانِ جامِ شوکران/
رمزِ ورود را/
حک کرده اند…/
**
سکوت می کنم،/
که ترجمۀ افکارِ زندگی/
راهی به میعادگاهِ/
دشمنانِ آفرینش/
و هنر خواهد داشت…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
نوامبر 27, 2009
به نام خدا
شروع می کند/
و ویران می سازد/
تا به اتمام رساند/
اندیشه هایِ شرمنده از/
خواهش هایِ پشیمان را…/
**
در کش و قوسِ/
این هندسۀ بی تجربه/
سطح هایِ پراکنده/
در مخمصۀ خطی یاغی/
دست و پا می زنند،/
و حجم هایِ درهم و برهم/
نشانۀ گنگی/
از عبارت هایِ/
بی محتواست…/
*
و در تلاطمِ/
طوفان هایِ دل/
پرچمِ دزدانِ دریایی/
راهنما خواهد بود،/
و ارزشِ مقصد/
از راه هایِ مطمئن/
رخت خواهد بست…/
***
آیا برایِ آنکس/
که جمله ای را/
در ستایشِ خدایِ خود/
نیمه تمام می گذارد،/
امیدِ رستگاری/
خواهد بود…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
نوامبر 24, 2009
به نام خدا
شورشی/
گاه در واژه ها/
نوید بخشِ/
بیماریِ تفکر است،/
گرفتارانِ معبودِ خیال/
بی دغدغۀ رستگاری/
فنا می شوند/
و هبوط/
رقصیدنِ ساحره ای/
در یادبودِ معراجِ/
گمگشته هایِ آدمی ست…/
**
می توان برایِ مدتی/
به قاصدِ افلیجِ روح/
طومارِ لذت هایِ یک شبه/
بخشید،/
تا اندکی/
ایمانِ از دست رفته/
مجازات شود…/
***
هنوز/
سؤالِ آن/
قبرکنِ خوشبخت/
در گوشم است/
که پرسید:/
آیا بهتر نیست/
یک دوست را/
قبل از آنکه/
متلاشی شود/
مومیایی کرد؟…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اکتبر 30, 2009
به نام خدا
مردِ ابله/
چه حکیمانه/
سایه هایِ درختِ همسایه را/
با بریدنِ شاخه هایِ پر بارش/
مداوا می کرد…/
*
در نگونبختیِ/
کلمه هایِ صادق/
گاه واژه هایِ/
مترادف مقصرند،/
و در تصادمِ خطِ افق/
و عمود/
نقطه ای بی گناه/
جان می سپارد…/
**
هیچ گاه/
فاصلۀ روشنی/
در تاریکیِ/
بندهایِ به هم وصل شده/
نمی توان یافت/
و تو/
در دیوارهایِ/
جوهریِ لک گرفته/
محبوسی…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اکتبر 29, 2009
به نام خدا
در مصیبتِ/
سوگِ کتابِ آخر/
کفر گویی هایِ عیان/
سزاوارِ تقدیرند/
و پلک هایِ وارونه/
پیامبرانِ عصیان…/
**
دست نگه دارید!/
ای موریانه هایِ بر جانِ/
قلم افتاده/
که تنها ستونِ/
برگ هایِ نانوشته/
در هم خواهد شکست…/
**
آفرین بر آن ستارۀ مغربی/
که خوشه هایِ الماس را/
بر فرازِ دست هایِ/
کشاورزانِ منتظر/
به یغما برده است،/
و به ناچار/
دزدهایِ مزرعۀ پدری/
به پاداشِ شب هایِ طولانی شان/
پرهیزگار خواهند گشت…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اوت 30, 2009
به نام خدا
غلتیدنِ شکوفه هایِ باکره/
بر دامنِ/
خاکِ با سخاوت/
علف هایِ هرزه را/
وسوسه می کرد،/
که ماهِ عسلِ/
شاخه هایِ سر راست کرده/
چه اندازه دروغین است…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اوت 25, 2009
به نام خدا
آری/
گاهی رقصِ گهوارۀ خدایان/
برایِ رهایی/
جنینِ سجده کرده،/
نشانۀ تولدی/
دردناک است…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اوت 23, 2009
به نام خدا
شاید/
آن آخرین فرشته/
که در هوایِ/
اطاعت می سوزد،/
بازماندۀ قصۀ تلخی باشد/
که پایانش/
گواهِ رستگاریِ/
شعله هایِ سرکش است…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اوت 22, 2009
به نام خدا
در باتلاقِ/
تفاله هایِ حقیقت،/
تنها/
قهرمان هایِ واقعی/
فرو می روند…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »
اوت 21, 2009
به نام خدا
فرزانه ای فقیر/
نگاهِ فسیل شده اش را/
همچون دانه هایِ اشک/
به پنجره هایِ لب فرو بسته/
می فروخت…/
نوشته شده در شعر | بیان دیدگاه »